همهچیز از یک کمبود شروع شد: کمبود داده، کمبود روایت بهروز و کمبود جایی که روابط عمومی رو جدی بگیره اما خشک و بیروح نباشه. نتیجه؟ پیآرچی.
ما اینجا از تجربههای جهانی میگیم، از ریشههای روابط عمومی تا آیندهای که پر از فناوری و شفافیت خواهد بود. قصهها و روایتها رو طوری بازگو میکنیم که شنیدنشون نه فقط برای متخصصها، که برای هر کسی که کنجکاوه، جذاب باشه.
اپیزودهای پیآرچی درست مثل یک سفر طراحی شدهان؛ پر از ایستگاههای متنوع: تاریخ، رسانه، تحولات جهانی، و البته مسیرهای بومی خودمون. در این سفر، ممکنه با شخصیتهای عجیبوغریب آشنا بشید، گاهی لبخندی روی لبتون بیاد، و گاهی هم به فکر فرو برید.
قصهی پیآرچی تازه آغاز شده. ادامهاش رو با شما میسازیم؛ شنوندههایی که با پرسشها، نقدها و ایدههاشون این مسیر رو زنده نگه میدارن.
به پیآرچی خوش اومدید؛ جایی که روابط عمومی فقط یک درس نیست، یک روایت زندهست.
انتخاب ناصرالدین شاه برای پیآرچی یک انتخاب نمادینه؛ بهخاطر جایگاهی که در تاریخ ارتباطات و رسانه ایران داره. او اولین پادشاهی بود که دوربین عکاسی رو به ایران آورد، خودش پشت لنز ایستاد و حتی تجربهی روزنامهنگاری و ثبت وقایع رو داشت. بهنوعی میشه گفت ناصرالدین شاه اولین کسی بود که فهمید «تصویر» و «روایت» چه قدرتی در شکل دادن به افکار عمومی دارن.
از طرف دیگه، شخصیتش پر از تضادهای جالبه؛ هم مجذوب مدرنیتهی اروپایی بود و هم درگیر ساختار سنتی دربار. همین تضادهاست که انتخابش رو برای ما جذاب میکنه؛ چون پیآرچی هم دقیقاً بین دو دنیا حرکت میکنه: از دادهها و ترندهای جهانی گرفته تا روایت ایرانی و محلی.
پیآرچی پادکستی است برای روایت تازه از دنیای روابط عمومی؛ جایی که دادههای بهروز، تجربههای جهانی و قصههای شنیدنی کنار هم قرار میگیرند.
©1404 همه حقوق این قصه برای پیآرچی محفوظ است.