روابط عمومی و بحران؛ وقتی اولین اشتباه، سکوت است
اگر روابط عمومی را به یک آتشنشان تشبیه کنیم، بحران همان لحظهای است که آژیر کشیده میشود. اما فرق بزرگ اینجاست: آتشنشانها دیر یا زود میرسند، اما روابط عمومی اگر چند دقیقه تأخیر داشته باشد، شاید دیگر فرصتی برای نجات تصویر برند باقی نماند.
طبق گزارش Deloitte 2023، ۷۰٪ بحرانهای سازمانی در سالهای اخیر نه به خاطر وقوع مشکل اصلی، بلکه به خاطر مدیریت ضعیف ارتباطات به یک فاجعه رسانهای تبدیل شدهاند. به زبان سادهتر: خود بحران برند را زمین نزده، بلکه واکنش غلط به بحران این کار را کرده.
سه اشتباه مرگبار روابط عمومی در بحران
- سکوت کشنده
خیلی از مدیران فکر میکنند اگر حرفی نزنند، بحران خودش میخوابد. واقعیت؟ سکوت فقط میدان را برای شایعهها باز میکند. در دنیای امروز، یک توییت میتواند کل روایت شما را نابود کند. - دفاع عصبی
وقتی برندها در اولین واکنش شروع به انکار و پرخاش میکنند، اوضاع از بد به فاجعه میرسد. یادمان باشد: مردم بیشتر از خود حادثه، به نحوه واکنش اهمیت میدهند. - فراموش کردن دادهها
بحران بدون داده مثل رانندگی در مه غلیظ است. اگر ندانید مردم در شبکههای اجتماعی چه میگویند و احساسشان چیست، هر تصمیمی کورکورانه خواهد بود.
مثال واقعی
در سال ۲۰۲۲، یک شرکت هواپیمایی پس از تأخیر طولانی پروازها در آمریکا، ابتدا سکوت کرد. نتیجه؟ طوفان انتقاد در شبکههای اجتماعی و سقوط ۳۰٪ ارزش سهام در یک هفته.
در همان زمان، یک رقیب دیگر در شرایط مشابه، ویدئویی منتشر کرد که مدیرعامل شخصاً بابت تأخیر عذرخواهی کرد و توضیح داد برای حل مشکل چه اقداماتی در حال انجام است. نتیجه؟ اعتماد مشتریان حفظ شد و حتی وفاداری آنها افزایش یافت.
نقش روابط عمومی در دل بحران
- شفافیت سریع: اولین روایت باید از سمت شما باشد، نه رسانهها.
- صداقت بدون اغراق: مردم دروغ یا وعدههای بیپشتوانه را زودتر از هر چیز تشخیص میدهند.
- برنامه برای فردا: بحران فقط امروز نیست؛ روابط عمومی باید چشم به فردا داشته باشد و نشان دهد که چه درسهایی گرفته و چه اصلاحاتی در راه است.
جمعبندی دوستانه
بحران مثل یک امتحان ناگهانی است. شما نمیتوانید تقلب کنید، نمیتوانید غیب شوید، فقط باید آماده باشید.
روابط عمومی در بحران یعنی تبدیل «ترس» به «اعتماد». و این کار فقط با شجاعت، شفافیت و روایت درست ممکن است.
پرسش برای مخاطب:
اگر شما مدیر روابط عمومی بودید و سازمانتان ناگهان درگیر یک بحران بزرگ میشد، اولین کاری که میکردید چه بود؟
درباره مرتضی محمدی
دوست دارم پلی باشم بین آدمها، ایدهها و تجربهها. کار من بیشتر از اینکه روی کاغذ تعریف بشه، توی تعاملهای روزمره معنا پیدا میکنه؛ جایی که میفهمی ارزش واقعی روابطعمومی و ارتباطات در شنیدن، فهمیدن و صادق بودن با آدمهاست. پادکست پیآرچی هم از همین نگاه شروع شد. اینجا تلاش میکنم با زبان ساده، اما دادهمحور، چیزی رو که یاد گرفتیم یا تجربه کردیم، با بقیه به اشتراک بذاریم.
نوشتههای بیشتر از مرتضی محمدی
دیدگاهتان را بنویسید