روزمرههای شیرین و تلخ یک روابطعمومیکار
تصور کنید ساعت ۹ صبح است. هنوز قهوهتان را تمام نکردهاید که مدیرعامل تماس میگیرد:
«ببین فلان روزنامه یه خبر علیه ما زده. سریع جواب بده!»
شما باید در کمتر از یک ساعت خبر را بخوانید، واقعیت را چک کنید، لحن مناسبی طراحی کنید و پاسخی بنویسید که هم مدیر را راضی کند و هم مخاطب را.
تا ظهر، چند خبرنگار زنگ میزنند و هرکدام دنبال یک «تیتر داغ» هستند. شما باید هم اطلاعات بدهید، هم چیزی لو ندهید، هم رابطه را خراب نکنید.
بعدازظهر، جلسه با تیم بازاریابی است. آنها میخواهند کمپینی را شروع کنند که به نظر شما پر از ریسک رسانهای است. اینجا نقش شما فقط گفتن «بله» یا «نه» نیست، بلکه تبدیل شدن به صدای عقلانی در اتاق تصمیمگیری است.
و شب، درست وقتی میخواهید گوشی را خاموش کنید، در توییتر هشتگی ترند میشود که برند شما وسطش گیر کرده. حالا دیگر باید تا نیمهشب با تیم سوشال مدیا، تحلیل داده و مدیریت بحران همزمان جلو بروید.
چرا این پشتپرده مهم است؟
چون روابط عمومی فقط درباره رسانهها نیست. درباره «اعتماد» است.
- اعتمادی که کارمندان به سازمان پیدا میکنند.
- اعتمادی که مشتریان به برند دارند.
- و اعتمادی که جامعه به شفافیت شما میدهد.
طبق مطالعه Edelman Trust Barometer 2025، ۶۷٪ مردم جهان معتقدند برندها اگر در بحرانها صادقانه و شفاف عمل کنند، حتی بیشتر از قبل مورد اعتماد قرار میگیرند. یعنی همان بحران که میتواند برند شما را نابود کند، اگر درست مدیریت شود، تبدیل به سکوی پرتاب میشود.
روابط عمومی از نزدیک یعنی…
- شنیدن نفسهای تند یک خبرنگار که دنبال تیتر فوری است.
- دیدن استرس مدیرانی که نمیدانند فردا چه چیزی در رسانهها منتشر میشود.
- چک کردن دائم شبکههای اجتماعی تا مبادا یک موج منفی از کنترل خارج شود.
- و در عین حال، ساختن روایتهایی که امید، شفافیت و اعتماد ایجاد کنند.
روابط عمومی از نزدیک مثل صحنه یک تئاتر است. مردم تماشاگرند و شما بازیگر اصلی نیستید، اما اگر درست کار کنید، همه چیز روان و زیبا پیش میرود.
اما اگر لحظهای غفلت کنید، پرده میافتد و همه متوجه میشوند چه هرجومرجی پشت صحنه بوده.
درباره مرتضی محمدی
دوست دارم پلی باشم بین آدمها، ایدهها و تجربهها. کار من بیشتر از اینکه روی کاغذ تعریف بشه، توی تعاملهای روزمره معنا پیدا میکنه؛ جایی که میفهمی ارزش واقعی روابطعمومی و ارتباطات در شنیدن، فهمیدن و صادق بودن با آدمهاست. پادکست پیآرچی هم از همین نگاه شروع شد. اینجا تلاش میکنم با زبان ساده، اما دادهمحور، چیزی رو که یاد گرفتیم یا تجربه کردیم، با بقیه به اشتراک بذاریم.
نوشتههای بیشتر از مرتضی محمدی
دیدگاهتان را بنویسید